تبلیغات
مجله آنلاین عشق - مطالب اسفند 1393

همه چیز در مورد عشق و عاشقی

درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

نویسندگان

ابر برچسبها

آمار وبلاگ



Admin Logo
themebox Logo


نویسنده :سودا امیری
تاریخ:جمعه 29 اسفند 1393-11:55 ق.ظ

استمنا یا خود ارضایی

در باب استمنا یا خود ارضایی در مطالب قبلی به تفصیل بحث شده که دوستان در قسمت عناوین مطالب می توانند آنها را بیابند و مطالعه کنند. نکته یا شبهه ای که در بحث استمنا مشکل ساز است تصورات غلطی در زمینه وجود عوارض جسمانی برای استمنا است. در تحقیقات علمی انجام شده بر روی افرادی که مبتلا به استمنا بوده اند مشخص شده که استمنا عارضه جسمی ندارد. البته این موضوع مجوز انجام استمنا نیست. در شرع مقدس اسلام استمنا عملی حرام بوده و گناه کبیره است.

آنچه که در باب استمنا باید بدانیم اینست که استمنا نیز یک عمل جنسی غیر صحیح است. در رابطه جنسی با همسر علاوه بر ارضای غریزه جنسی آرامش روانی نیز بوجود می آید و در واقع این آرامش روانی لذت سکس با همسر را افزایش می دهد. اما در استمنا یا روابط نا مشروع این آرامش روانی که ناشی از عشق دو نفر به هم می باشد وجود ندارد و این اعمال فقط غریزه را ارضا می کنند و توان آرامش بخشی را ندارند. لذا فرد لذت واقعی یک رابطه جنسی صحیح را درک نخواهد کرد. افرادی که در دام استمنا یا روابط نامشروع افتاده اند به علت همین نرسیدن به آرامش روانی است که به تکرار این عمل روی می آورند. در واقع با تغییر شرکای جنسی  و یا تکرار خود ارضایی دنبال آرامش روحی می گردند ولی نتیجه ای نمی گیرند. فرد مبتلا به استمنا به دنبال محرکهای جنسی مختلف می رود تا با تحریک خود و تکرار استمنا به آرامش برسد ولی این عمل آرامشی در او بوجود نمی آورد. فقط برای مدتی غریزه را تحت کنترل می آورد. لذا توصیه عدم ارضای غریزه جنسی با غیر همسر از این باب صورت گرفته است.

در پایان لازم است بگویم تمام تلاش من در این وبلاگ آموزش روش انجام یک رابطه جنسی صحیح و درک لذت واقعی یک سکس عاشقانه است. چون یک رابطه جنسی عاشقانه می تواند به تکامل روحی فرد نیز کمک کند.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :سودا امیری
تاریخ:جمعه 29 اسفند 1393-11:53 ق.ظ

اختلالات جنسی در خانمها(2)

یکی از اختلالات جنسی در خانمها اختلال كمبود میل جنسی یا عدم علاقه به فعالیتهای جنسی بصورت مزمن می باشد. در برخی از خانمها انگیزه یا علاقه ای برای برقراری رابطه جنسی دیده نمی شود. یعنی اگر همسرشان از ایشان نخواهد که رابطه داشته باشند ایشان تمایلی به این رابطه ندارند.

علل مختلفی برای این اختلال وجود دارد که سر منشا همه این علل اختلالات هورمونی در زنان است. یکی از کارکردهای هورمونهای جنسی ایجاد میل جنسی می باشد. در زنانی که مشکل میل جنسی دارند میزان هورمونهای جنسی کمتر از حد طبیعی است و اگر هم در حد طبیعی باشد توسط عاملی متابولیزه شده و اثر خود را ندارد. برخی بیماریها مثل مشکلات تیرویید می توانند باعث مشکلات هورمونی گردند. یا اختلالاتی که باعث ترشح کم هورمونهای هیپوفیز می شود نیز می تواند کمبود میل جنسی ایجاد کند. غیر از بیماریها چاقی یکی از دلایل عمده این مشکل است. هورمونهای جنسی در سلولهای چربی تغییر کرده و خاصیت خود را از دست می دهند و همین مساله باعث کمبود میل جنسی می شود. مصرف زیاد غذاهای کاهنده میل جنسی مثل خیار- کاهو- مرکبات و ... نیز می تواند منجر به کمبود میل جنسی گردد.

افرادی که دچار این مشکل هستند باید با مراجعه به پزشک در ابتدا وضعیت هورمونی خود را بررسی کنند و در صورت لزوم به مصرف دارو بپردازند.

اختلال جنسی دیگر اختلال تنفر جنسی است که به معنای وجود ترس مداوم و عود كننده ای است که مانع تماس جنسی می شود. در واقع زنان مبتلا به این اختلال از عمل جنسی می ترسند و اجازه برقراری رابطه جنسی را به شریک جنسی خود نمی دهند. علت اصلی این اختلال هنوز مشخص نشده است ولی علل روانی از همه شایعتر است. معمولا زنان مبتلا به این اختلال در گذشته خود موردی از مورد سو استفاده واقع شدن یا تجاوز در خود یا نزدیکانشان را دارند یا صحنه دردناک و زجر آوری از رابطه جنسی دیده اند و یا رابطه جنسی یکی از عزیزانشان را دیده اند و از رابطه جنسی متنفر شده اند.  در برخی از موارد باورها و اعتقادات خاصی باعث این تنفر شده است. گاهی نیز از دست دادن بکارت باعث ترس شدید از رابطه جنسی می شود. برای درمان این اختلال لازم است تا فرد در ابتدا مورد مشاوره قرار گیرد تا با روانکاوی بتوان این تنفر را در وجود او از بین برد. در برخی موارد نیز درمان دارویی استفاده می شود. برخی زوجها در شب زفاف یا اولین رابطه جنسی رفتاری دارند که باعث ایجاد این مشکل می گردد.

برخی زوجها هستند که علیرغم گذشت مدت زمان زیادی از ازدواج هنوز نتوانسته اند رابطه جنسی برقرار کنند. در این موارد خانم مبتلا به این ترس می باشد و از رابطه جنسی تنفر دارد. این افراد معمولا در این مدت سکس بدون دخول را به راحتی داشته اند ولی امکان دخول را نداشته اند. درمان این اختلال کمی سخت و زمانبر می باشد. این افراد معمولا اختلال هورمونی ندارند و از نظر هورمونی و اندامهای جنسی کاملا طبیعی می باشند.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :سودا امیری
تاریخ:جمعه 29 اسفند 1393-11:49 ق.ظ

پاسخ به سوالات شما ( تفاوت عاشق شدن و دوست داشتن )

یكی از دوستان سوال كرده اند

سلام آقای دکتر.سوالی داشتم.من مدتی است که با پسری دوست هستم ما هم دیگر رو خیلی دوست داریم او عاشق من است اما من عاشق آن نیستم و فقط دوستش دارم دلیل عاشق نبودن هم علاقه به پسری است که قبلا عاشقش بودم .مخواستم سوال کنم من با این پسری که دوست هستم میتوانم یک رابطه ی جنسی عاشقانه داشته باشم(بعد از ازدواج)؟ آیا امکان دارد نتوانم او را ارضا کنم و بر عکس؟ایا میتوانم عاشق این پسر شوم؟

لطفا راهنمایم کنید.ممنون.

نكته خوبی كه این دوست عزیز به آن اشاره كرده اند تفاوت دوست داشتن و عاشق بودن است. در واقع عاشق بودن در درجه ای بالاتر از دوست داشتن می باشد. در واقع عشق مرحله والای رابطه دو نفر است. در مورد سوالی كه مطرح شده است چند ابهام وجود دارد كه برای پاسخ دقیق لازم است این ابهامات برطرف گردد.

پسری كه قبلا این خانم عاشقش بوده الان كجاست و علت اینكه این عشق به سرانجام نرسیده است چه بوده است؟

بسته به اینكه این سوال چه جوابی داشته باشد پاسخ متفاوت خواهد بود اما در این فرصت در مورد رابطه دو نفر و میزان علاقه در آن بحثی مطرح می كنم.

شنا خت و آگاهی زمینه علاقه مندی را فراهم می كند. یعنی هر چقدر شناخت از طرف مقابل بیشتر و دقیق تر باشد علاقه و عشق می تواند كم و زیاد شود. هنگامی كه ما نسبت به فردی شناخت پیدا می كنیم در وجود او نقاط تضاد و اشتراك او با خود را جستجو می كنیم و ویژگیهای او را با آنچه در ذهن خود ساخته ایم تطبیق می دهیم. یك پسر یا یك دختر در تخیلات و افكار خود معشوق یا معشوقه ای رویایی می سازد و هنگام همسر گزینی ویژگیهای طرف مقابل را با ویژگیهای معشوق یا معشوقه رویایی ذهن خود مقایسه می كند هر چقدر این ویژگیها به هم شبیه تر باشند میزان علاقه مندی و عشق دو نفر به هم بیشتر خواهد بود. اینكه مبنای ساخت معشوق یا معشوقه ذهنی چیست به این بر می گردد كه فرد در دوران زندگی خود با چه اشخاصی روبرو بوده است. معمولا مجموعه نكات و ویژگیهای مثبت افراد نا همجنسی كه فرد در طول زندگی با آنها روبرو بوده یا در مورد آنها مطلبی خوانده یا فیلمی دیده و مورد توجهش واقع شده است ویژگیهای رویایی معشوق یا معشوقه ذهنی است. البته مسایل دیگری نیز تاثیر دارد. هنگام مواجه شدن با فردی ما ناخودآگاه به دنبال سنجش میزان تشابهات و افتراقات او با این موجود ذهنی خویش می گردیم و واكنش ما به میزان این تشابه یا تضاد متفاوت خواهد بود.

برخی از رفتارها در افراد قابل تغییرند و برخی غیر قابل تغییر.  اصول ارزشی، آرمانها ، باورها و اعتقادات و تربیتی که هر فرد داراست سازنده رفتار او هستند. هر چقدر رفتاری با باورها و اعتقادات یك فرد بیشتر آمیخته باشد تغییر آن امری دشوار تر می باشد.

در هنگام ازدواج زوج و زوجه بر اساس شناختی كه نسبت به هم دارند و علاقه ای كه بین ایشان شكل گرفته به زندگی مشغول می شوند و در طول زندگی برخی رفتارها و اعمال خود را نسبت به قبل از ازدواج متناسب با خواستها و علایق طرف مقابل تغییر می دهند. این امر باعث می شود درصد تشابهات آنها  با موجود رویایی ذهن طرف مقابل بیشتر گردد و بر میزان علاقه و عشق دو طرف افزوده شود. اینكه برخی ازدواجها بدون عشق شروع می شوند ولی با عشق ادامه می یابند به خاطر همین مساله است. اما گاهی اوقات قضیه عكس است یعنی دو نفر با علاقه شروع می كنند و در زندگی مشترك هر چقدر شناخت بیشتری از هم پیدا می كنند این علاقه كمتر می شود چون به نقاط تضاد هم آگاه می شوند و امكان تغییر رفتار هم ندارند و این باعث می شود فاصله آنها از هم بیشتر شود و علاقه شان به هم كمتر شود.

در مورد این شناخت یك بحث انحرافی همیشه وجود داشته است. برخی معتقدند دختر و پسر باید با هم دوست باشند تا نسبت به هم شناخت بیابند. برخی هم كاملا مخالف رابطه دختر و پسر هستند. دوست بودن دختر و پسر نه تنها باعث شناخت نمی شود بلكه باعث شناخت غلط می شود. در مدت دوست بودن چه دختر و چه پسر سعی می كند خود وجودی خود را به طرف مقابل نشان ندهد بلكه یك چهره مورد پسند طرف مقابل از خود عرضه كند و همین باعث انحراف ذهن طرف مقابل می گردد. بسیاری از زندگیها كه بر اساس این دوستی ها شكل می گیرد پایدار نیست چون بعد از ازدواج افراد دیگر برای هم نقش بازی نمی كنند و آن چهره مورد پسند طرف مقابل به تدریج با چهره واقعی خود فرد تعویض می شود و شناخت واقعی به دست می آید و در این زمان مشكلات دو نفر شروع می شوند. البته اینكه هیچگونه رابطه ای بین دختر و پسر نباشد نیز اشتباه است. باید زمینه ای فراهم شود تا دختر و پسر در اجتماع و فعالیتهای اجتماعی مختلف حضور داشته باشند و در این قبیل فعالیتها با ویژگیهای واقعی هم آشنا شوند تا انتخاب بهتری صورت گیرد.

همچنین هر چقدر ویژگیهای فرهنگی، اعتقادی، اقتصادی و تربیتی دو نفر به هم شبیه تر باشد اینكه مشابهات بیشتری بین موجود ذهنی شان با طرف مقابل باشد بیشتر است و احتمال زندگی عاشقانه تری دارند.

برگردیم به سوال ابتدای مطلب. اینكه یك خانم در حالیكه عاشق یك نفر است همزمان عاشق دیگری هم بشود امكانپذیر نیست. در واقع عشق به دو نفر همزمان امكانپذیر نیست. یكی عشق است و دیگری دوست داشتن. یعنی علاقه مندی به دونفر در ذهن فرد درجه بندی شده و ذهن عاشق یكی و علاقه مند به دیگری می شود. اگر ویژگیهای فردی كه در مرتبه پایین تری قرار دارد تغییر كند و یا به علت شناخت بیشتر تشابهات او با موجود خیالی بیشتر شود می تواند جای او تغییر كند و فرد عاشق او و علاقه مند به نفر قبلی باشد. یا اگر اتفاقی بیفتد كه فرد در مرتبه بالاتر تضاد بیشتری با موجود خیالی بیابد نیز امكان تغییر معشوق و معلوق هست.

در مورد داشتن رابطه جنسی عاشقانه بعد از ازدواج با معلوق در حالیكه معشوق وجود دارد نیز باید گفت این دو نفر می توانند یك رابطه جنسی خوب و مورد قبول داشته باشند ولی تا زمانی كه معشوق در ذهن زن وجود دارد رابطه به حد نهایت عشق نخواهد رسید. عاشق پسر شدن نیز به تغییرات او و افزایش درصد تشابهش با موجود ذهنی دختر بر می گردد.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :سودا امیری
تاریخ:جمعه 29 اسفند 1393-11:30 ق.ظ

پاسخ به سوالات شما(تفاوت عاشق شدن و دوست داشتن)

یكی از دوستان سوال كرده اند

سلام آقای دکتر.سوالی داشتم.من مدتی است که با پسری دوست هستم ما هم دیگر رو خیلی دوست داریم او عاشق من است اما من عاشق آن نیستم و فقط دوستش دارم دلیل عاشق نبودن هم علاقه به پسری است که قبلا عاشقش بودم .مخواستم سوال کنم من با این پسری که دوست هستم میتوانم یک رابطه ی جنسی عاشقانه داشته باشم(بعد از ازدواج)؟ آیا امکان دارد نتوانم او را ارضا کنم و بر عکس؟ایا میتوانم عاشق این پسر شوم؟

لطفا راهنمایم کنید.ممنون.

نكته خوبی كه این دوست عزیز به آن اشاره كرده اند تفاوت دوست داشتن و عاشق بودن است. در واقع عاشق بودن در درجه ای بالاتر از دوست داشتن می باشد. در واقع عشق مرحله والای رابطه دو نفر است. در مورد سوالی كه مطرح شده است چند ابهام وجود دارد كه برای پاسخ دقیق لازم است این ابهامات برطرف گردد.

پسری كه قبلا این خانم عاشقش بوده الان كجاست و علت اینكه این عشق به سرانجام نرسیده است چه بوده است؟

بسته به اینكه این سوال چه جوابی داشته باشد پاسخ متفاوت خواهد بود اما در این فرصت در مورد رابطه دو نفر و میزان علاقه در آن بحثی مطرح می كنم.

شنا خت و آگاهی زمینه علاقه مندی را فراهم می كند. یعنی هر چقدر شناخت از طرف مقابل بیشتر و دقیق تر باشد علاقه و عشق می تواند كم و زیاد شود. هنگامی كه ما نسبت به فردی شناخت پیدا می كنیم در وجود او نقاط تضاد و اشتراك او با خود را جستجو می كنیم و ویژگیهای او را با آنچه در ذهن خود ساخته ایم تطبیق می دهیم. یك پسر یا یك دختر در تخیلات و افكار خود معشوق یا معشوقه ای رویایی می سازد و هنگام همسر گزینی ویژگیهای طرف مقابل را با ویژگیهای معشوق یا معشوقه رویایی ذهن خود مقایسه می كند هر چقدر این ویژگیها به هم شبیه تر باشند میزان علاقه مندی و عشق دو نفر به هم بیشتر خواهد بود. اینكه مبنای ساخت معشوق یا معشوقه ذهنی چیست به این بر می گردد كه فرد در دوران زندگی خود با چه اشخاصی روبرو بوده است. معمولا مجموعه نكات و ویژگیهای مثبت افراد نا همجنسی كه فرد در طول زندگی با آنها روبرو بوده یا در مورد آنها مطلبی خوانده یا فیلمی دیده و مورد توجهش واقع شده است ویژگیهای رویایی معشوق یا معشوقه ذهنی است. البته مسایل دیگری نیز تاثیر دارد. هنگام مواجه شدن با فردی ما ناخودآگاه به دنبال سنجش میزان تشابهات و افتراقات او با این موجود ذهنی خویش می گردیم و واكنش ما به میزان این تشابه یا تضاد متفاوت خواهد بود.

برخی از رفتارها در افراد قابل تغییرند و برخی غیر قابل تغییر.  اصول ارزشی، آرمانها ، باورها و اعتقادات و تربیتی که هر فرد داراست سازنده رفتار او هستند. هر چقدر رفتاری با باورها و اعتقادات یك فرد بیشتر آمیخته باشد تغییر آن امری دشوار تر می باشد.

در هنگام ازدواج زوج و زوجه بر اساس شناختی كه نسبت به هم دارند و علاقه ای كه بین ایشان شكل گرفته به زندگی مشغول می شوند و در طول زندگی برخی رفتارها و اعمال خود را نسبت به قبل از ازدواج متناسب با خواستها و علایق طرف مقابل تغییر می دهند. این امر باعث می شود درصد تشابهات آنها  با موجود رویایی ذهن طرف مقابل بیشتر گردد و بر میزان علاقه و عشق دو طرف افزوده شود. اینكه برخی ازدواجها بدون عشق شروع می شوند ولی با عشق ادامه می یابند به خاطر همین مساله است. اما گاهی اوقات قضیه عكس است یعنی دو نفر با علاقه شروع می كنند و در زندگی مشترك هر چقدر شناخت بیشتری از هم پیدا می كنند این علاقه كمتر می شود چون به نقاط تضاد هم آگاه می شوند و امكان تغییر رفتار هم ندارند و این باعث می شود فاصله آنها از هم بیشتر شود و علاقه شان به هم كمتر شود.

در مورد این شناخت یك بحث انحرافی همیشه وجود داشته است. برخی معتقدند دختر و پسر باید با هم دوست باشند تا نسبت به هم شناخت بیابند. برخی هم كاملا مخالف رابطه دختر و پسر هستند. دوست بودن دختر و پسر نه تنها باعث شناخت نمی شود بلكه باعث شناخت غلط می شود. در مدت دوست بودن چه دختر و چه پسر سعی می كند خود وجودی خود را به طرف مقابل نشان ندهد بلكه یك چهره مورد پسند طرف مقابل از خود عرضه كند و همین باعث انحراف ذهن طرف مقابل می گردد. بسیاری از زندگیها كه بر اساس این دوستی ها شكل می گیرد پایدار نیست چون بعد از ازدواج افراد دیگر برای هم نقش بازی نمی كنند و آن چهره مورد پسند طرف مقابل به تدریج با چهره واقعی خود فرد تعویض می شود و شناخت واقعی به دست می آید و در این زمان مشكلات دو نفر شروع می شوند. البته اینكه هیچگونه رابطه ای بین دختر و پسر نباشد نیز اشتباه است. باید زمینه ای فراهم شود تا دختر و پسر در اجتماع و فعالیتهای اجتماعی مختلف حضور داشته باشند و در این قبیل فعالیتها با ویژگیهای واقعی هم آشنا شوند تا انتخاب بهتری صورت گیرد.

همچنین هر چقدر ویژگیهای فرهنگی، اعتقادی، اقتصادی و تربیتی دو نفر به هم شبیه تر باشد اینكه مشابهات بیشتری بین موجود ذهنی شان با طرف مقابل باشد بیشتر است و احتمال زندگی عاشقانه تری دارند.

برگردیم به سوال ابتدای مطلب. اینكه یك خانم در حالیكه عاشق یك نفر است همزمان عاشق دیگری هم بشود امكانپذیر نیست. در واقع عشق به دو نفر همزمان امكانپذیر نیست. یكی عشق است و دیگری دوست داشتن. یعنی علاقه مندی به دونفر در ذهن فرد درجه بندی شده و ذهن عاشق یكی و علاقه مند به دیگری می شود. اگر ویژگیهای فردی كه در مرتبه پایین تری قرار دارد تغییر كند و یا به علت شناخت بیشتر تشابهات او با موجود خیالی بیشتر شود می تواند جای او تغییر كند و فرد عاشق او و علاقه مند به نفر قبلی باشد. یا اگر اتفاقی بیفتد كه فرد در مرتبه بالاتر تضاد بیشتری با موجود خیالی بیابد نیز امكان تغییر معشوق و معلوق هست.

در مورد داشتن رابطه جنسی عاشقانه بعد از ازدواج با معلوق در حالیكه معشوق وجود دارد نیز باید گفت این دو نفر می توانند یك رابطه جنسی خوب و مورد قبول داشته باشند ولی تا زمانی كه معشوق در ذهن زن وجود دارد رابطه به حد نهایت عشق نخواهد رسید. عاشق پسر شدن نیز به تغییرات او و افزایش درصد تشابهش با موجود ذهنی دختر بر می گردد.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :سودا امیری
تاریخ:جمعه 29 اسفند 1393-10:57 ق.ظ

پاسخ به سوالات شما ( انتقال ایدز از طریق مکیدن آلت تناسلی )

یكی از دوستان سوال كرده اند

ایا امکان انتقال ایدز از بزاق دهان زن مبتلا به آلت تناسلی مرد، در هنگان مکیدن آلت تناسلی وجود دارد؟

همانگونه كه در یكی از مطالب قبلی ( پاسخ به سوالات شما عفونت های جنسی) توضیح داده ام ایدز از راههای زیر منتقل می شود

انتقال از راه جنسی، از راه خون و فرآورده های خونی، از طریق مادر به جنین و از طریق شیر مادر.

شواهدی از انتقال ویروس اچ ای وی یا ایدز از طریق بزاق دهان وجود ندارد.  البته در صورتیكه بزاق به خون آلوده باشد وضع متفاوت است. در واقع در حالت عادی  امكان انتقال ایدز از طریق بزاق یك زن آلوده به ویروس به یك مرد هنگام ساك زدن یا مكیدن آلت تناسلی نیست اما بالعكس آن یعنی انتقال ویروس ایدز از یك مرد آلوده به یك زن هنگام ساك زدن یا مكیدن آلت تناسلی مرد وجود دارد. البته اگر در دهان زن زخم یا آفت باشد و بزاق آلوده به خون شود احتمال انتقال از زن آلوده به مرد هست. به هر حال  بهتر است ریسك نكرد و هنگام سكس دهانی هم از كاندوم استفاده كرد. امروزه كاندوم با رنگها و طعمهای مختلف برای استفاده در هنگام سكس دهانی در بازار موجود می باشد.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 




  • تعداد صفحات :60
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...